روزای سخت موندنی نیستن
روز و شبهای رو میگذرونم که تعریف چندانی نداره گاهی گریه میکنم ،صبوری میکنم لج میکنم اعصاب خرابی میکنم در اخروخودنو بغل میکنم و به خودم محبت میدم جاهایی ک درد میکنه رو ماساژ میدم و با اعضا و جوارح محترم از در عشقو علاقه وارد میشم .
دوباره گریه میکنم ناله میکنم و در اخروفکر میکنم بدتر از این هم میتونست بشه پس خدا رو شکر میکنم برای این حالت بد .
کسی چه میدونه شاید نشونه گشایش باشه حداقل خودم میخوام اینجور فکر کنم چون دلخوشم به اینکه ،الرحمن الرحمینم گفته بعد از هر سختی آسانی است .
*هر چه حلقه بلاها تنگ تر بشه گشایش نزدیک است...
دعانوشت: الهی تنت سالم و قلب تون سرشار از آرامش باشه 🌱
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۲ساعت 11:55  توسط نور