سایه روشن

حال خوب

لالالا لالا لالالا من اومدمممم چند وقته تمرین انجام می‌دادم کمرم سوزش داشت دیگه دیروز تحملم تموم شد و رفتم دکتر، جناب دکتر هم ک ماشاالله دیر تشریف فرما شدن اینقدر عصبانی بود ک سر هر کس داد میزد یا به تمسخر جوابشو میداد به من اشاره کرد بشینم و نشستم رو صندلی مقابلش وقتی نوبتم رسید با من با ملایمت رفتار کرد و گفت برو اکسری از کمر بگیر تا رفتم و انجام دادم و دوباره اومدم باز دیدم خلقش تنگه با خودم گفتم حتما روزش رو خوب شروع نکرده عکس اکسری (اینجور باید بگم؟) ک دستم بود رو بهش دادم گفت چیز مهمی نیست ،پرسیدم دیسک کمر ندارم؟؟ گفت نخیر دوا نوشت و گفت برای دو هفته استفاده کن و دوباره بیا پیشم روزهای شنبه و جمعه هستم ... گفتم باشه و گفتم که یه سری تمرینات انجام می‌دادم درد به سوزش تبدیل شده گفت ادامه بده هرچند درد گرفت و گفتم باشه و در آخر یه خسته نباشی هم گفتم که خلقش شاید باز بشه با همین یه جمله😊

اومدم خونه ناهار خوردم و دوا خوردم و بعد خوابیدم تمرین انجام دادم ک سوزشش خیلی زیاد شد ولی تحمل کردم شب ساعت ۳ شب دوباره تمرین انجام دادم (خوابم بد شده باز ای وای من)

صبح ۸ بیدار شدم کمرم سبک شده بود الحمدالله رب عالمین ،تمرینات رو برای ۴۰ دقیقه انجام دادم و الان حس سبکی دارم قصد دارم دوباره آفتاب بگیرم میدونم دست و پاهام سیاه میشه ولی خب ضروریه چه کنم ؟؟😬

دوست دارم زیادتر درس بخونم .

راستی دوستتون دارم رفقا چقدر خوبه اینجایید وقتی کامنت میزارید خیلی ذوق میکنم میخونم مثه روزای اولی ک تازه وب نویسی رو شروع کرده 😅

دعانوشت: (خیلیییی عشقید )براتون آرامش میخوام دلی آسوده خاطر💚

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱ساعت 10:37  توسط نور  |