سایه روشن

مهربان با دلم

از آدمها جز خاطرات چیزی باقی نمیمونه پس چرا برای هم خوب نباشیم تا وقتی کلمات قشنگ هست چرا حرفای بد رو کنار نزاریم؟ تا وقتی مهربونی هست چرا بدی کنیم ؟چرا دیدمون رو نسبت به زندگی عوض نکنیم ؟

میخوام برام بمونه گرچه که حس میکنم نباید بنویسم ولی خب باید ذهنم خالی بشه و چاره یی جز نوشتن نیست .هر وقت اینجوری نوشتم بهفمید که پای "مهربان "وسطه دوباره.

هر از گاهی که گپ میزنیم اونم نیم یا یک ساعت ،همین مدت کافیه که شارژ بشم حالش خوب بشه حالم خوب بشه . رابطه مون طوری نیست که فقط یک نفر گیرنده باشه بلکه هر دو طرف تلاش میکنیم برای حال خوب هم . آدم اگر بخواد حتی مجازی هم میتونه دلیل حال خوب دیگری باشه فقط باید از ته دل باشه و به شناختی از طرف رسیده باشه .

عکس طبیعت رو فرستاده بود و گفت وقتی این منظره رو دیدم یاد شما افتادم .الانم زمینه گوشیمه .حیرت زده شدم که چطور من به ذهنش رسیدم ؟ حالم خوب شد و اسکرین شات دادم که زمینه گوشی منم شد......گفتم نیاز دارم به همچین جایی باشم ....چند روز بعد سفر رفت فک کن کجااااااااا؟ دقیقا همون جایی که تو رویاهام هست همون جای یکه بهش در موردش گفته بودم یه زمانییییییی .واییییییییییی یعنی قدم به قدم استوری گذاشت و همراهش بودم وکیف کردم .گرچه که بخاطر خودش رفته بود ولی من بدم نمیومد که فکر کننم حواسش بود که کجا بره که به منم خوش بگذره .

چند وقت بعدش شاید یک هفته بعد درست یادم نیست بهم پیام داد و جویای حالم شد  اینکه با دیدن پروفایل سیاهم گفت نگرانتون شدم هم قشنگ بود .

یا وقتی که بین دوستاش ویس میده (که شلوغ پلوغه .) در جواب پیامم و صدای دوستش (خانم )میاد که با شیطنت حرفی رو میزنه وسط ویس (بخاطر ویسی که بهم میداد به نظرم ) و صدای دعوا کردنشو ضبط میکنه برام میفرسته و ازم عذر میخواد.. برام دلچسبه 

وقتی برای اینکه سورپرایز نشدم تو تولدم یه استوری مرتبط گذاشته بودم میگه تولد شما که الان نیست ؟ این یعنی یادشه ......و میگه کاش اینجا بودید تا تجلیل میکردیم فلان کافه.

وقتی از برنامه اش میگه که فلان کلاس هیجان انگیز رو ثبت نام کرده و که مرتبط با کارشه  و این باعث میشه که حالش خوبتر بشه و جزییات رو برام تعریف میکنه..........

وقتی عکسی متفاوت از من رو میبینه ولی عکس العمل نشون نمییده وقتی میگم رنگ و رخم پریده و میگه مثه قبل نیستید و بهم میگه جسارت نباشه شما زیبایید هر طوری که باشید خب میخواید چی بگم به این بشر ؟ 

وقتی کلیپی که درست کردم رو فرستادم .میگه هر صبح وقتی حالم بد باشه میبینمش و حالم رو خوب میکنه و این ور منی که رو میکنم بهش از احساسم نسبت به اون کلیپی  که فرستاده بود....... گفتم وقتایی که خسته ام میبینم و خستگی در کن این روزهام شده ........ هردو ذوق میکنیم.......

وقتی دوستان زیادی داره به قول خودش رفیقهایش از خودش شیطون تر هستن ولی در مقابل من سنگین ترین ادمه پس چطور با منی که درونگرام انقدر خوب ارتباط گرفته ؟ شاید برای اون عادی باشه ولی برای من خیلی این توجه هاتش  قابل قدره و ارزشمند . 

با این حرفها و صبحتها و رفتارها چطور به دلم شیرین نشه و جا باز نکنه ؟

یه زمانی فکر کردم که  این منم که بهش پیام میدم ولی وقتی نگاهی به پیامها انتخابم این ارتباط دو طرفه است .

پیامهامون همش پاک شد با یه اشتباه خیلی کوچیک با وجود بکاپ گیری ولی نمیدونم راهی هست که برگرده یا نه؟؟؟؟؟؟  کسی چیزی میدونه ؟ وقتی بهش گفتم گفت من همه ی پیام ها رو دارم چیزی نیاز بود بگین بفرستم براتون ..... رفته با حوصله کل پیام رو تیک زده ولی نشد که فرستاده بشه جز 300 تاش.......همین ککه بخاطر من این کارو انجام داد و مصمم بود که ادامه بده برای فرستادن بقیه اش که دیگه نشد و 4 تا 4 تا باید پیش میرفت ........ قشنگ و قابل قدره .

*چرا بعضیا انقدر خوبن؟ من جنبه ندارم یهو دیدی عاشق شدم باز بیا از این شاخه پیوند کن دیگه .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 12:49  توسط نور  |