سایه روشن

کلاس دوست داشتنی

خب خب من اومدممممممممممم :) من کلا ادمی هستم که وقتی تو یه جمع نا آشنا قرار بگیرم بیشتر شنونده و بیننده هستم تا دستم بیاد چی به چیه؟ خودمونی بگم زمان میبره یخم باز شه . تو جمع جدید قرار گرفتم و منی که دیشب مثه عصا قورت داده ها نشسته بودم :)

موضوع اینه که دوباره یه کلاس مجازی با خانم جلوخانی برداشتم  از 8 شب  شروع شد و تا 10 ادامه داشت . بعدم رفتم پرده شویی انجام دادم که پیش از کلاس استارتشو زده بودم .تا 1:20 بامداد لباس شویی و پرده شویی بعدم ظرف شستم و دم دست لوسی رو سبک کردم .

برادرم و داماد میگفتن بزار برای فردا قبول نکردم چون قرار نبود که مرخصی بگیرم . خلاصه خیالم راحت شد که قسمت اعظمی از کارهای خونه تکانی تموم شد .خونه رنگ شد فرش ها از فرش شویی تحویل گرفته شد و فرش شد خونه حس خوبی دارم 

فقط سوتی دیشبم چی بود؟؟؟  صندلی ام رنگی شده بود وقتی برای چند لحظه رفتم بیرون برگشتم یادم اومد که ای واییییییییییییی همه صندلی رنگی رنگی منو دیدن کاش تصویر رو خاموش میکردم :( یک ساعت اول که از خجالت مرده بودم .ولی خب گذشت و سعی کردم خودم رو جمع کنم .

راستی خواهر مهربان هم تو گروهمون هست و پشتیبانه.

این کلاس خیلی ضروریه و باید فعالیت داشته باشم تو اینستاگرام .......... ولی دستم نمیره چرا ؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ساعت 15:54  توسط نور  |