سایه روشن

حال خوب کنِ این روزهای من

من آدمی نیستم که اگر کسی بهم لطف و محبت کنه ساده از کنارش رد بشم و این حس رو به طرف بدم که انگار وظیفه اشه که این کارا رو میکنه و من خیلی شاخم ..........نه نه!! هرگز نمیتونم همچین کسی باشم . چون انرژی و وقتی که مخاطبم برام صرف میکنه  خیلی مهم تر از نوع محبتی است که دریافت میکنم  .

دوباره حرف حرفه مهربان است . وقتی باز عکسها رو (حتی از کل اکیپ )رو برام فرستاد خوشحالم کرد کلیپهای قشنگی که حس میکردم منم اونجا بودم و اون ویس بامزه که از خنده روده بر شدم، اخرش بود . اینکه از خوشحالیم خوشحال میشی برام جالبه.

منم به پاس مهربونیت به پاس وقت و انرژی که صرف دوستی مون میکنید و به خاطر تشریح درس حتی در ناوقت ترین زمان ممکن با صدایی خسته ،سعی کردم حداقل کاری کنم که خوشحال بشی و واقعا خوشحالم که باز صدای هیجان زده ات رو شنیدم .میدونی همین صدات که از هیجان زیاد بمب انرژی مثبته منه برای ساختن روزم و یا برای  پایان رسوندن یه روز خسته کننده کافیه برام. اخرش وقتی بود که  گفتی: "به خدا  فکرتون بودم تو کافه که ای کاش بودید" ،نیشم تا بنا گوش باز شد  (بعضی اعترفات چقدر به جان دل میشنن ) :)

اینکه منو به همه معرفی کردی (از خانواده بگیر تا دوستان و آشناها و شاگردهات ) حس خوشایندی رو تزریق کردی به وجودم .

مهربان! اینکه از این همه راه دور، با کلی تفاوت فرهنگی ....... میتونیم همدیگر رو بفهمیم ،درک کنیم و  خوشحال کنیم بدون کدام منظور و مطلبی خیلی خوشاینده و جالبه . 

*خوشحالم هموطنانم انقدر موفق هستن و تونستن یه کافه کاملا افغانستانی و تمام عیار تهران بزنند و دوست داران غذاهای افغانی رو به ارزوشون برسونن.

** میدونم دوستای پایه و خوب زیادی داری ،از ما بهترون زیادن با قدمت زیادتر ولی  میشه با مهربونی ات رو هیچ دل دیگه یی اثر نذاری؟ 

 

 

 


برچسب‌ها: مهربان
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۹ساعت 13:58  توسط نور  |