دک کردن به سبک خانواده ما
چند وقت پیش خواستگار از فامیل اومد
خدا برام نگه اش داره!!!! عزیزم! نه گذاشت نه برداشت گفت دختر نمیدم (از پشت در گوشش دادم و چنگ به صورت مینداختم) دخترم هر کسی رو نمیگیره........
انقدرم خودم رو خوردم که حد نداشت اونام رفتن .
رفتم تو اتاق بهم قضیه رو گفت .
گفتم عشقم نفسم آخه این چه طرز دک کردنه چرا در مورد پسره چیزی نپرسیدی کیه ؟چیه؟ چیکارست؟(مقدمه چینی ) تو فامیل جواب رد میدی یه جوری نرم بگو نه بشینن فیلم ما رو تماشا کنن اخر این دختر کی رو میگیره؟
نمیدونم واقعا چرا همیچین عکس العملی از خودش بروز داد؟ ازدواج فامیلی خوشم نمیاد اصلا برام مهم نبود پس ذره یی ناراحت نیستم که چرا رد کرد.
*لوسی رو به نوعی من شوهرش دادم چقدر رو مخ خانواده کار میکردم . چقدر کوچکِ ،بزرگ کار بودم :)
**شاید دوری من براش سخته برای همین از قصد این کارو کرد نمیدونم ؟
***یه سری آشناییت بود که به نتیجه نرسید.ما رو چه به آدمهای لارج و خیلی موفق کسانی که هدفشون فقط ازدواجه و همه زندگی شون بر وفق مراد پیش رفته و کاری جز ازدواج و بچه دار شدن براشون نمونده اونم تو 29 سالگی واقعا شاهکاره!! من ادم ازدواج با این اشخاص نیستم .حتی اگر تا اخر عمر مجرد بمونم .روزهای شلوعی بود ولی خدا رو شکر گذشت و حماقت نکردم :)
خدایا در هر حالتی شکرت
برچسبها: خواستگار نوشت