La vita è bella
دیروز در مورد هولوکاست استاد معلومات داد چون روزش بود پس کل کلاس رو به حیث مترجم کنارش بودم گرچه خودم هنوز مبتدی هستم ولی چون از روز قبل بهم گفته بود موضوع جیه کلمات به خصوص رو چت جی پی تی زحمتشو کشید بهم داد و من سعی کردم حفط کنم صحبتهای استاد رو به دو زبان دری و هم انگلیسی ترجمه کردم .دو کلمه ایتالیایی بلدم وقتی میخواستم شروع کنم از دهنم میپرید واقعا مترجمی کار سختیه خسته شدم حسابی ولی چسبید بهم . دختر همسایه رو زورش داده بود و اصلا گوش نمیکرد و وقتی استاد صحبت میکرد فکر میکرد میفهمه وای وقتی استاد مستقیم باهاش صحبت کرد چیزی حالیش نبود طوری ک گفت استاد خواهش کرد نور بیا ترجمه کن .من گفتم حنا خودش بلده نه حنا؟؟متوجه میشی استاد جی میگه؟؟گفت آره با این حال وقتی دیدم مثه گیج و منگ ها به استاد خیره شده یک جمله اش رو برای ترجمه کردم و بعدش توجه نکردم ....این بخاطر این بود ک حین صحبتم خیلی خندید یه جایی یه کلمه اشتباه گفتم زبون گرد شد و کلا زورش داده بود استاد ازم این درخواست رو کرده بود چرا ما آدمها حسودیم ؟؟چرا وقتی چیزی بلد نیستیم و نمیفهمیم سخته برامون بپرسیم ؟؟خلاصه نمیخواد کم بیاره ک خیلی جاها رو نمیفهمه.
مثلا امروز استاد فیلم مرتبط گداشت در مورد همون حال و هوا وقتی توصیح داد من نفهمیدم ولی اون همش میگفت si siخب حرف بزن ادامه بده اگر واقعا یاد گرفتی
خلاص فهم من بیشتر از حرف زدنه ولی دارم سعی میکنم حرف بزنم حتی به اشتباه .ولی اوشون داره انگلیسی حرف میزنه...
** نوشتم ذهنم خالی بشه همین
**فیلم هم اسمش La vita è bella است پیشنهاد میکنم ببینید.تو لیستم بود ولی خب قسمت شد اینطوری تماشا کنم .