این منم
از وقتی اینجا اومدیم نماز میخونم با شوق نماز میخونم البته نه هر روز ولی خب سعی میکنم ارتباط رو برقرار کنم.دیدین آدم یه کاری میکنه حس میکنه شاید برای خود نمایی است و با خودش کلنجار میره ...شاید براتون پیش نیومده باشه ولی حسم اینجوری بود ولی بی توجهی کردم چون دلم میدونه که این اشتباهه و دارم برای خودش و آرامشی که میگیرم ازش این کارو انجام میدم وقتی مادرم دید خوشحال شد و بقیه (برادر و خواهرام) رو در جریان گذاشت این کارشو دوست ندارم حتی وقتی بهم میگن و اظهار خوشحالی میکنند گفتم نه از نماز نخوندن من ناراحت بشید و نه از نماز خوندنم خوشحالم یه معامله است بین من و خدا .اصلا این کارشون رو دوست ندارم....
دوستای دوران مدرسه رو وقتی باخبر کردم از اومدنم به اینجا، یکی شون گفت شالت رو ور داشتی؟؟البته این سوال رو خیلیا میپرسن به ایشون گفتم مهاجرت من برای ور داشتن حجاب نبود حتی پاکستان هم میتونستم این کارو بکنم چون حجاب اونجا هم اجباری نیست.و فعلا هم قصد ندارم همچین کاری کنم.به بقیه هم گفتم اگر خواستم همچین کاری کنم مطلع تون میکنم .گرچه که موهام کاملپوشیده نیست ولی خب انتخابم همین شال رو سرمه .
چه چیزا میپرسن و به فکرشن😕
ساحل رفتم نشستم خلوت کردم با خودم دعای ۴ قل و آیت الکرسی تو کیفم میزارم برداشتمش تو دستم گرفتم و بعد رو کیفم نشستم بعدم شروع کردم به خوندنشون خیلی خوبه تو سواحل مدیترانه آیات قرآن بخونی 😁🙃
خلاصه حس بودن با خدا برام پر رنگ تر شده بهش نیاز دارم که باشه تو زندگیم نیاز دارم دستم رو بگیره نیاز دارم به نگاهش ،به وجودش تو زندگیم عمیقا میخوامش .به خدا پناه میبرم از شر خودم از شر هوای نفسم ،از شر وسوسه های شیطان و از شر انسانهای بد .
خدای قشنگم! خدای مهربونم! لطفا تو زندگیم باش ،بمون و لحظه یی منو به حال خودم واگذار نکن. 🙏🌹میبوسمت خدای زیبایی ها
من سخت میدونم تو آسون کن باشه؟
برچسبها: نور شناسی