ماجراهای من و مامانم
از دیروز زیادتر مامان رو بغل میکنم و خدا رو شکر میکنم که کنارمه .
خدا رو شکر که با خانواده هستم و دلتنگی از این بابت نیست.
خدا رو شکر تو هر حال و شرایط
دیروز وقتی بغلش کردم میگه نور یه مو پشتت چسبیده من اون لحظه فقط داشتم آرامش میگرفتم از بغلش بیرون اومدم . گفتم نیگا به چیا توجه میکنی
امروز داشت پیاله رو میبرد واسه منم اومد ور داشت گفتم میخوام دارو بخورم بزار باشه
گفت از خود بطری بخور میرم میشورم😂 هیچی نگفتم رفت ،جمع کرد، برد ،تموم شد خدا یا شکرت
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴ساعت 12:48  توسط نور