همه چی آرومه
صبح خیلی زود بیدار شده بودیم یه صبحانه مفصل خوردیم و هشت و نیم راهی بیمارستان شدیم.
پرسنل بیمارستان خیلی با روی گشاده و مهربانی باهامون رفتار کردن و از خدمات و رفتارشون واقعا راضی هستم.
خیالم از طرف مامان کاملا راحت شد و حالش خوبه و نیازی به اینجوپلاست نداره.نسخه جدید نوشتن .
آدم تو حالت مهاجرت جز احترام و روی خوش چیز دیگه یی از مردم اون کشور نمیخواد که من همه جوره از پاکستان و مردمش راضی هستم.
فردا صبح ساعت ۳ باید بیدار بشیم ک پرواز داریم .این چه مرضی هست که سفر میرم دلم برای خونه تنگ میشه؟؟ فک کن اینجا شده خونه موقت. دلم حتی از خونه کوجکمون هم تنگ. میشه🙂
*تو هر منصب و جایگاهی که باشیم سعی کنیم وجدان کاری داشته باشیم و پزشکهای محترم سوگندی که خوردن رو فراموش نکنند بخاطر پول جون کسی رو بخطر نندازن.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۴ساعت 19:51  توسط نور
|