سایه روشن

با نوشتن زنده ام

وای خیای وقته اینجا ننوشتم ولی تا دلتون بخواد دفترم رو خط خطی کردم نمیدونم وقتی اونجا مینویسم دیگه حس نوشتن اینجا رو ندارم این روزا با نوشتن زنده ام. 🙂

خب بریم یک کمی حرافی کنم براتون

صبح وقتی چشام رو باز کردم از خدا بابت شروع دوباره زندگی تشکر کردم و ازش قدرت خواستم برای انجام امور زندگیم .

دیشب وقتی تو یک جمعی که اصلا نمیشناختمشون داشتم صبحت میکردم همه کیف کردن و دوست داشتن بیشتر صحبت کنم این اولین باری بود که همچین چیزی رخ می‌داد و اینکه اصلا فکرشو نمیگردم حرفام بتونه کسی رو کمک کنه یا مهم باشه برای کسی .

خلاصه بعدش دیدم ساعت شد ۱۲ برای اینکه پیش خودم شرمنده نباشم خواستم دو تا لغت جدید ایتالیایی یاد بگیرم یا یک گرامر سبک بخونم که تا به خودم اومدم دیدم افتاد رو درس ساعت شد ۱ و من راصی از خودم چشامو بستم و سعی کردم بخوابم.

* روتین پوستی رو انجام میدم و اعتماد به نفس رو زیادتر میکنه .

** برای مشکلی ک پیش اومده دکتر گفت باید برنامه ورزش سنگین رو کنار بزارم البته این قضیه برای چند ماه پیش بود و من ساعت تمرین رو کم کردم ولی ضررش دیدم این شد که مدتیه نمیرم 😒 خدا میدونه جقدر برام سخته ولی حرف حرف بدن قشنگمه باید بهش احترام بزارم و بر خلاف میل باطنی ام باشگاه رو ترک میکنم.🥺

*** قدم زدن رو بعد از مدتها شروع کردم البته باید مراقب باشم و بیش از حد قدم نزنم شما ک میدونید وقتی ورزش نبود با قدم زدن‌های طولانی عشق میکردم.الان میرم ته پارک میشینم خلوت میکنم و بعد میام بیرون از کوجه های قشنگ عبور میکنم و میرم خونه .

****به پذیرش رسیدم الان قدرت و جسارت رها کردن رو سعی میکنم دوباره پیدا کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۳ساعت 10:58  توسط نور  |