سایه روشن

قشنگم

امروز عصر خیلی پیاده روی کردم چادر مامان رو وقتی گرفتم از مغازه یی ک زیگ زال میکنه .

تو مسیر برگشت به خونه آلو و موز خریدم .)برای دل مامان هم آیس کریم خریدم ولی بهم مزه نداد .چقدر قشنگ امروز ازم خواست آیس کریم بخرم و اصرار کرد چادرش رو زودی ببرم زیگ زال کنم.تو اون گرما رفتم ک رفتم....

خیلی خسته ام همه مشکلات و درگیری های ذهنی ام رو می‌سپارم به بالا سری ،من دیگه تسلیمم و کاری از دستم ساخته نیست خودت یه حوری همه جیز رو درست کن ردیف کن برام .

آدمهای منفی و بد رو از سر راهم دور کنم و بجاش ادمهای خوش قلب و مهربون سر راهم قرار بده.آمین

قربون شکل ماهت خدای قشنگم 😘

+ نوشته شده در  شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۳ساعت 23:16  توسط نور  |