سایه روشن

پاکستان

برای دست گرمی و خالی نبودن عریضه یه چیزایی در نورد پاکستان و مردمش بگم

آقایون خیلی کشته مرده ی رفاقت هستن. همیشه با رفقا بیرون بعضیاشون تا ۲ ،۳ صبح....

دخترا هم تا نصف شب میتونن بیرون باشن با دوستاشون وقتی میرن بیرون مثه من ترس ندارن یه وقت دیر برسن به خونه.(عادیه به نظرم همه جا )

با مهاجرین رفتار بدی نداشتن تا الان .

به خانم ها احترام میزارن.ارزش پولی روز به روز پایین میاد.

اینجا حجاب اجباری نیست.ولی منطقه یی که ما هستیم شیع نشینه و خب همه حجاب دارن ما که اومدیم من اولین نفری بودم کمی موهام معلوم بود و با پوشیدن لباس پاکستانی از هزار کیلومتری داد میزد ک پاکستانی نیستم. از نزدیک که لهجه ام منو لو میداد،امسال همون مقدار مو بیرون میزارن مد شده😬وگرنه پر و پاچه اشون کوتاه هم میپوشن.

شیعیان ماه محرم و صفر رو کاملا عزاداری می‌کنند.بعضیها آنی دو ماه کاملا سیاه میپوشن .پیش از محرم اصلا لباس درست می‌کنند میری بیرون کلا دلت و میبرن با لباسهای برند خوشگلشون

اینجا بین قومیتها صمیمیت نیست البته تو شهری که هستم هر کس خودشو قبول داره و بد دیگری رو میگه.اینو اصلا دوست ندارم.خیای رو اعصابمه.

مردم منطقه ما :حیای به تمیزی خودشون و خونه شون و دم دروازه خونه میرسن ولی جاهای عمومی راحت کثیف می‌کنند و اشغال میریزن‌.

خیلی اهل خوردن هستن ،شور و شیرین با هم میخورن من یک بار خودم زدم به اون راه هم سمبوسه خوردم هم کیک هم ......آخرش معده ام حسابی تعجب کرد و مریض شدم.

اکثر پاکستانی ها شب زنده دارن میونه ی خوبی با زود بیدار شدن ندارن.

ولی صاحب خونه (پیر هستن) از اذان به بعد تمیز‌کاری می‌کنند و میکشن با سر و صداهاشون.

همینا به ذهنم رسید .

+ نوشته شده در  شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۳ساعت 22:20  توسط نور  |