براورده شدن آرزو
سارا خواهر زاده مه همون هنرمند خوشگلی ک هر دفعه در موردش اینجا نوشتم روحیه خیلی حساسی داره با کوچکترین چیز زود گریه اش میگیره دلنازکه، خوش سر و زبونه و نمیزاره دل کسی بشکنه .
وقتی از تعطیلاتش تموم شد و پارسال از ایران رفتن با هز بار صحبت با هلنا شوق دوباره رفتن داشتن هر روز با خواهرم در مورد رفتن حرف میزد خواهرم اصلا پلان نداشت . دو ماه به تعطیلاتش شد و گفت من میرم لیست چیزهایی ک نیاز داریم برای مسافرت رو درست میکنم ،خواهرم حیران بود که با این دختر جی کار کنه ؟
یک ماه موند رنگ چمدانها رو انتخاب کرد و هعی در مورد سوغاتی هایی ک میخواست بخره حرف میزد.
تا اینکه بعد از امتحاناتشون همه جیز ردیف شد برای مسافرت و خیلی یهویی عازم شدن
داشتم به "امید داشتن"این بچه فکر میکردم به اینکه پیش از اتفاق افتادن خوشحالی میکرد و با اطمینان از رفتن صحبت میکرد، نقشه میکشید و کلی در مورد آینده حرف میزد اینا جیزایی بودن که من بزرگسال بعدها فهمیدم و اجراش میکردم ولی بچه های امروزی خیلی بیشتر از سنشون میفهمن و کلی درس زندگی میشه از رفتار و طرز فکرشون گرفت به معنای واقعی کلمه بچه های امروزی شگفت انگیزن .
نکته: بخاطر اتفاقاتی ، الان خوشحال نیست پس این یعنی رسیدن به آرزو میتونه بعدش خوشایند نباشه و پیشمون بشی ولی خب اینم یه درس بود که باید میگرفت و میگرفتن.