از حال بد به حال خوب
۳ روز باشگاه تعطیل بود بعدم که یکشنبه که رخصتی عمومی بود و دو روزم حال روحی خوبی نداشتم نرفتم به خودم اومدم که نور این پیامهایی ک دو روز پیاپی حالت رو بد کردن رو به فال نیک بگیر که خدا هنوز نشونه هاش رو میفرسته نمیزاره زیادتر لطمه بخوری خدایا شکرت به هر حالتی .
خیای دوستت دارم خیلی میخوامت این حرفا رو از ته دل میزنم یکتا خدای من دستم رو هیچ وقت ول نکن که من به تو سخت محتاجم .
دیروز یادم افتاد یک بافت خریده بودم برای خودم کجاست؟؟؟ سر چمدون رفتم و کلی چیز پیدا کردم یک دست لباس که باید به خیاط بدم و دیگه نیازی نیست برا عید و نامزدی که قراره بعد از ماه رمضون باشه لباس بگیرم (یه جورلباس پاکستانی حریره ) البته یه دست حریره دیگه هم هست که باید ساحلی بدوزم باید کلاس خیاطی برم این مدل رو یاد بگیرمممممم.
دمپایی پیدا کردم 😅 که سخت نیاز داشتم.... دیگه چندتا شال پیدا کردممممم😁
خلاصه رفیقتون دیروز بعد از ۲ سال و نیم یک تیپ مشکی خوشگل زد و چش محله رو از جا در آورد. 🤣شوخی کردم نه درین حد.فهمیدم نه هنوز خوش سلیقه ام و خودم خودمو به اون راه زدم .حس خوب یداشتم ولی اینکه دیگرون زل میزدن رو دوس نداشتم. فقط خواستم نشون بدم منم میتونم ولی نمیخوام الان....
فعلا رو همین تیپ قفلم چون زمستون تازه اینجا شروع شده به زودی به حالت دیفالت برمیگردم.