سایه روشن

یه ماستر دهاتی

اینکه یک نفر نمیخواد تو رابطه باشه با کسی خیلی چیز عادیه اینکه یک دختر تو کل عمرش یک بار هم لذت .....نداشته فکر نمی‌کنم خیلی درکش سخت باشه.برای انتخاب همه احترام قائل باشیم همینطور که من برای تنوع ج.... دیگران احترام قائلم چون قرار نیست من مثه اونا بشم و هیچ وقت اونها مثل من بوده نمی‌توانند.

این روزها اتفاقات عجیب میوفته هر جقدر من میخوام وارد رابطه با کسی نشم از زمین و زمان میریزه واسم ادمهایی پیام میدن که فک نمیکردم زنده باشن.البته جالبش اینجاست چند روز پیش تو ذهنم اسمش گذر کرد ولی خب گذشت و تموم شد تا اینکه خودش امروز عصر‌پیام داد و احوالی پرسید بلژیک رفته برای دکترا و تنهاست..... خیای رک بهم پیشنهاد دوستی داد

هنگ کردم پیام میداد و جوابی نمی‌دادم چون داشتم فکر میکردم باید چی بگم بهش؟؟ گفت رابطه ها داشته عیش و نوش کرده و الانم دوس دختر میخواد.طرز صحبتش خوشم‌نیومد هنوز همون پسر دهاتی مونده (از بس بد گپ‌زد پنم‌اینجور اینجا مینویسم) طرز حرف زدنش مثه آدم تحصیل کرده نیست ،درسته می‌شناسیم ولی دلیل نمیشه وقت پیشنهاد دادن یا در کل هنگام صحبت با یک خانم از کلمات بهتر استفاده نکنیم (و اینکهدجزییات زندگیش رو که گفت حالم بد شد بین مکالمات بهشم گفتم ما زمین و اسمونیم)

گفتم متاسفم تو شرایطی نیستم که بخوام وارد رابطه بشم.

میگه بس کن هر جیز یمرحله یی داره به ترتیب...، نمیشه یهو شوهر کنی که لذت ببر از زندگیت... تا خالا با کسی بودی؟؟ گفتم نه هرگز ،من خارج زندگی نکردم ولی فرهنگ همون مردم هم طوریه ک شروع رابطه هدف رابطه رو میگن و برای ساختن رابطه خوب هر دو تلاش می‌کنند. راستش من رابطه بی هدف نمیخوام از من گذشته .میگه شاید به ازدواج رسید گفتم نه کلا تو شرایط خوبی نیستم میدونم به جنگ‌و جدال ختم میشه نمیتونم خوشحال باشم پس نمیتونم خوشحالت کنم.

گفت سخت نگیر ...حرف رو عوض کردم گفتم از تجربیاتش بگه از زندگی تو خارج از تحصیل ..... هیچی اگر یک خط در مورد زندگی گفته باشه جرف رو باز آورد سر موضوع خودش .... خیای به بهانه شوخی توهین کرد ولی همون لحظه به دل نگرفتم و منم دستش انداختم ک تو تحمل تنهایی نداری پس امیدوارم زودتر یک آدم خوب وارد زندگیت بشه.میگه تو هم تا پیر‌نشدی یکی رو بگیر من خیای زود دوس دختر دار میشم.

گفتم تنها موندن انتخاب منه،سبک زندگی منه ،اگر من بخوام با کسی باشم آدم فراوانه ولی شرایط زندگیم طوریه که نمیخوام کسی درگیر بشه و بی نتیجه بمونه من آدمی نیستم ک نیازم برطرف شد اون شخص رو دور بندازم .پس نگران من نباش خودم میدونم چی کار میکنم.

باز گفت خود دانی الان یکی به ادمهایی ک بهت پیشنهاد داد اضافه شد یهوجوری گفت انگار کی هست؟؟و انکار از خدام بود.

گفتم بزرگ شو رفتی برای دکتراااا بعدم غرب زندگی میکنی پس دیده ات رو عوض کن .بعضیا از غربی ها از ابن لحاظ پیشی گرفتن.... حرف تنوع طلبی و اسلام رو زد بره رو مخم .گفتم من در مورد شما صحبت میکنم نه اسلام و نه مسلمونها ....

هیچی دیگه سوال پرسیدم چندتایی و دستم اومد که خوب شد از همون اول قبول نکردم ایشون ادای آدمای باسواد رو در میاره و هیچی از یک رابطه انسانی درست و حسابی سرش نمیشه.

*میگفت اون زمان از ما دوری میکردی ازدواجی نبودی و حتی نمیخواستی دوس بشی خیلی متین و خوب اروم بودی . گفتم اون نور مرد الان صبر و حوصله یی برام نمونده.

**هیچ جیز محال نیست هر جیزی به وقتش و در زمان درستاتفاق میوفته .

*** یکی از همکارهای سابق (حدودا ۷،۸سال پیش)گرچه ۲و نیم سال پیش هم یهوجوری دلش می‌خواست مطرح کنه ولی اون بار هم گفتم نه...

****به امید خدا اگر‌خوب بشم شفا پیدا کنم شخص مد نظر پیدا شد که فبها نشد هم که زور ندارم دیگه از این بعدشم همینجور سر میکنم.گاهی شاید به شک بیوفتم از بودنش تو این جهان هستی ولی ته ته اش یه نسی قلقلکم میده میگه هست ،وجود داره ❤صبور باش 💖

Nov 2023___عقرب ۱۴۰۲

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲ساعت 22:38  توسط نور  |