سایه روشن

اینم از این نفر بعدی

این منم:

چند روزیه یکی سعی داره مخ منو بزنه ولی از همون اول بهش گفتم دیگه بریدم و قصد بودن تو رابطه رو با کسی تا اطلاع ثانوی ندارم .از طرفی اوصاع و شرایط خودمم خوب نیست نمیخوام کسی رو درگیر کنم.

******* ولی خب پایینی رو هم منم !! خودمما!!🙊

وقتی رفتم ببینمش حسابی خورد تو ذوقم ولی به روی خودم نیوردم بعد از اون ساعت اصلا تمایل به جواب دادن پیامهاشو نداشتم ولی خب جواب میدادم ک حس بد نگیره چون میدونست برای چی خوشم‌نیومد. بخوام صادق باشم اممم!! کچل بود و اضافه وزن داشت ولی آدم خوبی بود. خب چی کار کنم ظاهر آدمها برام مهمه نمیگم خیلی خوشگل باشه میگم به دل بشینه مثلا چاق تا جاق داریم کچل تا کچل داریم .یادمه اون زمانا (چه حس پیری بهم دست داد ) یک اساتید بود ک تو امتحانات برای اولین بار دیدمش کچل بود ولی جذاب بود لنتی اصن دوست داشتم بگم میشه آشنا بشیم؟؟ ولی وقتی این آقای محترم برای کارهای اداری تشریف آوردن اداره دیدم به خشکی شانس نور طالع نداری تو🤦‍♀️!! میدونید چی دیدم؟؟؟؟حلقه داشت لا.... هعی هیچی دیگه اول یه دور تو افق محو شدم بعدشم از اونجایی ک حد و حدودم رو میدونم دیگه به چشم برادری بهش نگاه کردم .

این همه آسمون ریسون بافتم که بگم باید خب به دلم بشینه هر کاری میکنم اصلا خوشم نمیاد میگم با شخصیت و حرفه آیه تو قطر کار میکنه و حقوق خوبی داره چند بار امتحانم کرده و واقعا خوشش اومدم میگه هیلی فرق داری با دخترایی ک دیدم خیلی با اصالت و خانواده داری ولی خب نمیشه این دل لامصب قبول نمیکنه که نمیکنه.

این موضوع باعث شد که پی ببرم من آدم رابطه نیستم در عین حال خیلی میخوام که یکی باشه هر جی فکر میکنم ادمهایی ک دیدم رو نمیخوام، اعتماد کردن سخت شده و اینکه یاد خیای جیزا افتادم حس‌های بدی بالا اومد...دلم برای خودم سوخت(روضه خوانی شروع شد)

چند بار گفت به این دلیل خوشت نیومدم؟گفتم نه اینطور نیست وگرنه اصلا جواب پیام نمی‌دادم(دروغ)گفتم) تایپ من نیستی همونطور که من تایپ خیلی از آدمها نیستم و هیچ کسی با یک نگاه عاشقم‌نمیشه 😅 گفت ولی تو تایپی منی گفتم دلیل نمیشه خب ک ادامه بدیم؟من قبل از دیدنت گفتم که آماده بودن تو رابطه رو ندارم پس حس بد به خودت نداشته باش تو خوبی ولی نه برای من.

*دوستان!! گاهی یه کارایی میکنم خودم هنگ میکنم بزای همین نمینویسم یه تیکه اشو😬

** دلایل دیگه :خیلی اهل خوردنه.غذاهای خیابونی میخوره که من اصلا خوشم‌نمیاد ،عکس غذاهاشو ک میفرسته خیلی چربه، ورزش نمیکنه، استایل پاکستانی داشت فکر میگردم چون بیشتر خارج بوده یه استایل خوب داشته باشه خیلی خود لباس و رنگ لباسش تو ذوقم خورد. به نظرم بعدش چند روز تنش بود. لباس نو پوشیده بود تازه صورتشو شیو کرده بود عطر نزده بود.

*** ولی بهم خیره نشد و نخواست حس بد بهم بده وقتایی ک بهش زل میزدم با دقت نگاش میکردم در حال صحبت بود و من اروم ساکت بودم بیشتر اون حرف می‌زد ک جو سنگین نباشه. کارت شناسایی و کاریی شو نشونم داد کم مونده بود بلیط پروازش رو هم نشون بده.هعیییی

****پی سینگل به گوری رو به تن مالیدم میدونم شما نمیخواد بگید


برچسب‌ها: ا
+ نوشته شده در  شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۲ساعت 8:41  توسط نور  |