سایه روشن

انگشتر

دیروز رفتم که خرید خونه انجام بدم سر راهم دکان نقره فروشی باز بود ،پریدم توش ،چشام به انگشتری که دو تا دست هست خورد (قبلا از این انگشتر خوشم میومد انلاینش نقره نبود ) گرفتم امتحان کردم مهرش به دلم افتاد حالا میگه ۱۸۰۰ گفتم گرونه هیچی نداره ،گفت همین نرخه (گرمی ۵۰۰)منم زدم بیرون رقتم خرید کردم تو طول خرید ذهن و فکر پیش انگشتر بود خلاصه ماشین نگرفتم پیاده همون مسیر رو اومدم رقتم مغازه ،دیدم فروشنده داره نماز میخونه همونجا منتظر نشستم ،وقتی نماش تم م شد انگشترهای دیگه رو امتحان کردم ولی خوشم نیومد .خواستم ۲ تا از همون بگیرم ولی منصرف شدم آخر همونو ۱۷۰۰ خریدم البته این خرید یواشکیه ،قرار نیست کسی با خبر بشه یا الان دستم بکنم.

اومدم خونه تو اون گرما و قرار بود بقیه خرید رو انجام بدم بعد از ناهار . رسیدم خونه ،تلفن داشتم کمی صحبت کردم و با نیش باز انگشتر رو جا سازی کردم😁

*دیوونه بازی نور شروع شده برید کنار😜🏃‍♀️


برچسب‌ها: دلخوشی این روزهای من
+ نوشته شده در  جمعه ۲۷ مرداد ۱۴۰۲ساعت 8:37  توسط نور  |