دل تنگی
امروز چمه؟؟
ویدیویی رو دیدم اشک ریختم برای نبود کسی که تو روزای بدم تو روزایی افتضاح زندگیم کنارم بود و با خودم گفتم ۲ ماه آینده هم باید کنار میبود چون لیاقت بودن تو روزای خوبمم میداشت.
اون حس تموم شد چون در موردش نوشتم فکر کردم و با دلایلی ک داشتم دلم سرد شد...
اومدم انیستا پست آقای شیری رو دیدم که دوباره اشکی شدم شبیه دایی بزرگمه تا دیدم یادش افتادم گفتم میخوام باهاش حرف بزنم دلم براش تنگ شده .بعد با خودم گفت این حس دلتنگی و اشک پی در پی عادی نیست ،بس کن نوررررررررررر
*امشب به دایی زنگ میزنم خیای وقت حرف نزدیم (مثه ابر بهاری اشک میریزم)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱ تیر ۱۴۰۲ساعت 8:21  توسط نور
|