سایه روشن

با ابجی خانومم بعد از مدتها با خیال آسوده داریم صحبت میکنیم بعد چنل من عوض میشه میره رو انگلیسی ناخودآگاه(این فقط جراتمندیه دلیل بر عالی بودن زبانم نیست) میگه نور ذهنم کشش اینو نداره که اینگلیسی رو پردازش کنه و ترجمه کنه فارسی بگو بعد من یک مکثی میکنم و به حرفام ادامه میدم.

*صحبتهای طولانی رو دوس دارم با خواهرم .

**خواهرم یه زمانی انگلیسی اش خوب بود الان دیگه یادش رفته و رفته رو زبان روسی و در حد متوسط به نظرم باشه طوری ک درسهای بچه هاشو کمک میتونه کمک کنه و بچه هاشم واقعا معرکه هستن.ماشاالله زرنگترین شاگرد مدرسه شون هستن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۲ساعت 8:20  توسط نور  |