سایه روشن

ازادی های یواشکی

مامانم و خواهراش دوره جوانی قلیون می‌کشیدن و عکسایی از اون دوران دارند.در صورتی که تو دوره ما این کارا عیب هست مثلا اون منطقه یی که مدرسه ام بود دختر ،پسر جوون زیاد دیده میشدن برای عیش و نوش ....اون منطقه پر از کافه و رستوران شده که اون زمان انگشت شمار بود و من با اتوبوس میرفتم مدرسه و با اتوبوس برمیگشتم خونه فقط زمانایی ک کلاس کامپیوتر داشتم تا ۳ بیرون بودم تا خونه میرسیدم شاید ۴ میشد اتوبوس پیدا کردن قیامت بود و من چقدر پاستوریزه بودم که هیچ دوست پسری نداشتم و از دخترای شیطون هم خوشم نمیومد ولی یکی از ما سه تا دوستای دوره مدرسه شیطون تشریف داشت و ایشون کسی بود که بعد از تموم شدن مدرسه ازدواج کرد و حسابی شوکه ام کرد.

قصه از کجا به کجا رسید داشتم‌میگفتم اون منطقه سالها بعد محل کارم قرار گرفت و پر از کافه و رستورانهای رنگارنگ با محیطهای جالب بود ک تقریبا همه شو رفتم امتحان کردم با انواع مختلفی از دوستان .

داخل هر کافه زیبایی به خصوصی داشت و من از کشف و زیبایی شون به وجد میومدم که چقدر هر آدمی میتونه خلاق باشه و ایده پردازی هاش متنوع باشه .

من ۸ شب هم بیرون بودم و خوش خوش قدم زدم با دوستم از هوای تازه کیف کردم.وقتایی که با دختر خاله ام بودم یعنی قصد رفتن خونشون رو داشتم رسما تا ۱۰ یا ۱۱ شب هم رستوران بودیم که این دخترخاله یکی یه دونه قلیون می‌کشید و علاقه شدیدی داشت بهش طوری که خونه خودش و خونه مادرش قلیون جداگانه داشت و بساطش رو علم می‌کرد و منی که حتی از بوی دودش بدم میومد یکی از شبهایی ک رستوران بودیم و خیای خسته و داغون بودم قلیون خواست( و هر دفعه با داد و قال من مواجه میشد) اون شب بهم تعارف کرد و من هم بدم نیومد یه پکی زدم ولی چون بلد نبود به سرفه افتادم و دیگه لب نزدم این یه تجربه شد چیزی نبود که بخوام علاقه مندش بشم و هرگز لب نخواهم زد مگر اینکه به سرم بزنه و دوره همی ۳ تا دختر خاله باشه و بخوایم این کارو بکنیم ک با این فاصله جغرافیایی ک داریم هرگز اتفاق نمی‌افتد.

کلام آخر اینکه بعضی کارها رو میشه یه بار بر ای همیشه امتحان کرد و همیشه پرونده اشو تو ذهن بست.

*وقتی اون منطقع کار کردم دیگه اون حرفای بد از اون منطقه تو ذهنم حل شد عادی شد اون منطقه بد نبود فقط طرز فکر آدمها با هم فرق می‌کرد وقتی یکی آزاد باشه میگن خرابه یا بده گرچه که اگر هر اتفاق دیگه یی هم افتاده باشه به کسی مربوط نمیشد ولی خب اینطوری بود دیگه یه جغرافیای آزاد بود من دوسش داشتم و خاطره ها دارم.

**جالبه قدیما بد نبوده دختر جوون تو خونه قلیون بکشه نوبت ما که رسید میگن اَخِه بده نکنید این کارا باعث میشه بچه ها در خفا این کار انجام بدن و خیای چیزا رو یواشکی تجربه کنند .پس سخت نگیرید به فرزندان‌تان بزارید وگرنه از اونور بام میوفته.


برچسب‌ها: نور شناسی
+ نوشته شده در  جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲ساعت 18:39  توسط نور  |