سایه روشن

یاور روزای بی کسی ام

مادر یک دوست بسیار عزیزم فوت شدن وقتی خبر فوتش رو شنیدم چشام اشکی شد ،هر بار باهاش چت کردم اشک ریختم بدون اینکه بفهمه ...

تک فرزند بودن چقدر سخته واقعا باهاش همزاد پنداری عمیقی دارم.

این دوست برام خیلی عزیزه گرچه تا حالا ندیدمش از نزدیک گرچه که یه جای دور زندگی میکنه و تا حالا حتی تلفنی هم باهاش حرف نزدم گرچه عقایدمون با هم یکی نیست ولی خیلی انسان شریفی هست خیلی دوست داشتنی و زیباست خیلی خواستنیه برای منی که هیچ منفعتی براش ندارم خیلی خیلی بوده بهترین بود برای بی کسی ام برای بی دوستی ام برای بی یاوری ام

خدا بهم قوت و توانایی بده اگر یه روزی یه جایی قدرتی داشتم ک بتونم به آرزوش برسونم و فلان کاری ک مدنظرم هست رو حتما براش انجام میدم چون لیاقتش رو داره .


برچسب‌ها: مهاجر, پاکستان
+ نوشته شده در  جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲ساعت 12:10  توسط نور  |