امشب با زن داداش در مورد موضوعی صحبت کردم یه سری چیزا رو باید میگفتم که کفتم ولی الان ک فکر میکنم بیشتر حرفا یادم رفت بگم 😬
اینکه مهاجر باشی مسولیت خانواده رو دوشت باشه از هر لحاظ ....واقعا کار آسونی نیست مدیریت کردن سخته ....
دنیا پر از گرگهایی هستن ک کمین گرفتن باید خیلی حواست جمع باشه که جون سالم به در ببری..
بهش گفتم حرفام خواهرانه است چون برام مهمی این رو دارم میگم....
*خدا جون ایمان قوی بده کمکمون کن ک تحت تاثیر آدمها و جامعه خراب شده قرار نگیریم
**میشه این مرحله سخت به خوبی و زودی بگذره؟؟نگرانی رو ازم بگیر و محافطمون باش لطفا.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت 23:15  توسط نور
|